نمایی از ابتذال در عزاداری

یک. الف‌بای عزاداری

شنیدم که مرثیه‌خوانی در اوج مرثیه‌خوانی و سینه‌زنی فریاد زد «الهی العفو» به فکر فرو رفتم و تفکرم عمیق شد وقتی توجیه مداحی دیگر را شنیدم که می‌گفت «چون هنگام عزاداری بسیار امید بخشش گناه است، گاهی میان عزاداری الهی العفو فریاد می‌زنیم.» گویا الف‌بای عزاداری را فرا نگرفته به عزاداری پرداخته‌اند. انگار نمی‌دانند یکی از مهم‌ترین علت‌های شهادت سیدالشهدا، علیه‌السلام، بخشش گناهان شیعیان روسیاه بوده است و نفْس عزاداری توبه مقبول است و نیازی به «العفو» گفتن نیست. گذشته از آنکه عزاداری و به یاد مصیبت‌های محبوب بودن، مجالی برای اندیشیدن به «خود» باقی نمی‌گذارد. انسان را چه می‌شود که در آن بحبوحه یاء متکلم به کار می‌بَرَد؟… .

دو. عزاداری با وزن رَپ

موسیقی جزء لاینفک مداحی و مرثیه‌خوانی است. بزرگان، اعلی الله مقامهم، منشأ موسیقی را بررسی کرده و درباره اصوات اَفلاک و تأثیرهای آن مطالب مهم و بی‌نظیری نگاشته‌اند. در قرائت قرآن، ادعیه و زیارت‌ها هم موسیقی هست. مهم آن است که موسیقیِ قرائتِ شعر و… نباید از خط قرمز بگذرد و وارد وادی وااِسلاما شود: وادیِ جاز و مَجاز یا شاید رَپ و مَپ و وزن‌های مبتذل کوچه‌بازاری. حدِّ
صدای موسیقایی مذهبی آن است که مخاطب را از توجه به مضامین باز نداشته و طَرَب ایجاد نکند.

متأسفانه چنان این مهم نادیده گرفته شده و موسیقی مذهبی به انحراف کشیده شده است که هرچه بنویسیم و مصداق بگوییم، باز هم نمی‌توانیم رُفو کنیم و شاید «از رفو بَتَر شود.»

قدیم، وزن‌های شعرهای عربی وزن‌های سنگینی بود. سنگین، نَه به معنای اصطلاحی آن که در مداحی و مرثیه‌خوانی هست؛ بلکه به این معنا که وزن‌هایی بود مناسب با شئون مذهبی؛ ولی امروزه مشاهده می‌کنیم که میان جوانان و رادودها (خواننده‌های) عربِ شعرهای مذهبی، وزن‌های سبک (باز هم نه به معنای رایج در مداحی) رواج پیدا کرده و حتی از آلات موسیقی در ساختن کلیپ‌های مداحی استفاده می‌کنند. خوانندگانِ شعرهای مذهبی در عراق و کویت، گوی سبقت را ربوده‌اند. دوستی برایم مرثیه‌خوانیِ مداح مشهوری را گذارد که وزن‌ «لکنت» که یکی از وزن‌های ترانه‌ای است را در مرثیه‌خوانی آقا اباعبدالله الحسین، علیه‌السلام، استفاده کرده بود. جوانان امروز، متأسفانه، در گوشه و کنار این‌وزن‌ها را شنیده‌اند و خواندن اشعار مذهبی با این سبک‌ها «معنویت» عزاداری را از بین می‌برند. مستبصرانِ ستایشگر (مداح) به هوش باشند تا زبان به تله ندهند… .

 سه. حال‌کردن یا حال پیدا کردن؟ مسئله این است

 چرا برخی وقتی می‌خوانند:

نَعَی النَعی مُصابَ‌الهاشمیینا، کأنَ عاشورَ‌بالاحزانِ یَعنینا…

چندان متأثر نمی‌شوند و با خواندنِ

شورشی در میان صحرا بود، کاروانی ز دور پیدا بود

کاروانی ز آل ابراهیم، کاروانی که ایل دریا بود

کعبه‌هایی روان ز سوی حجاز، همگی رویشان قبله دل‌ها بود…

اندکی غمگین می‌شوند؛ اما
با شنیدنِ

شب اول محرمه، سینه‌زنت آرزوشه

با دستای یه پیرغلامت، پیرهن سیاه بپوشه

تو کوچه‌ها با پرچمت، امید به زندگی میاد

دوباره بوی نذری از، روضه‌های خونگی میاد…

گمان می‌کنند زیباترین، کاری‌ترین و دلنشین‌ترین شعر را شنیده‌اند؟ این اشعار را، با توجه به مقدماتی، حتی نمی‌توان جزو فولکلور معرفی کرده و توجیه کرد.

روشن است که هرگز قصد مقایسه اشعار شیخ، اعلی الله مقامه، با اشعار مردم عادی را ندارم و حتی به آن نمی‌اندیشم؛ چراکه در دو رتبه هستند و مقایسه‌ناشدنی؛ بلکه این نکته ذهن مرا آشفته کرده است که چرا با شنیدن نخستین بیت گریه نمی‌کند؛ ولی با شنیدن نخستین حرفِ آخرین نمونه مذکور خود را گم می‌کند. مطمئناً تنها، عربی‌بودن بیت نخست باعث نشده است که آن شخص گریه نکند؛ چراکه حتی اگر همان را برایش ترجمه کنیم و به زبان شعر و با لحن موسیقایی بخوانیم، متأثر نمی‌شود. مثلاً بگوییم:

خبر آورده پیک غم ز مرگ دوده هاشم

یقین عاشور و غم‌هایش به سوی ما شده عازم

ظاهراً – و باطناً و تحقیقاً – این‌گونه است که: هر چه شعر عالی‌تر باشد و مضامین ناب‌تری در خود جای داده باشد، «برخی» کم‌تر ارتباط برقرار می‌کنند. چرا در این روزگار که دوره «انحطاط شعرهای آیینی» از حیث مضمون است (و این سخن ادعا نیست؛ زیرا پیشکسوتان شعرهای آیینی تصریح کرده‌اند)، شعرهای کوچه‌بازاری رواج بیشتری پیدا کرده است؟

این جریان به این نکته برمی‌گردد که سطح معرفت‌ها پایین است و طبق قانون «تطابق عرضه و تقاضا» هرچه سطح معرفت مخاطب پایین‌تر باشد، کیفیت شعرها، بی‌شک، پایین‌تر خواهد آمد. در جامعه امروزِ تشیع مخاطَب و مخاطِب، هر دو، یک‌دیگر را در سطح پایین نگاه داشته‌اند و باید دید که سرانجامِ این آغاز چه فرجامی است. بدیهی است که در مسئله‌ای که قدری کلیت دارد، استثناهایی یافت می‌شود. اینجاست که این نتیجه قطعی را به دست می‌آوریم که «برخی» شنونده‌ها به جای حال پیدا کردن به دنبال حال‌کردن هستند. مستبصران ستایشگر و مخاطبان مستبصر آگاه باشند که باید قدر معرفت و بصیرت خود را بدانند و آن را با خواندن اشعارِ حیفِ‌… زیر سؤال نبرند… .

م‌ع‌ت‌ق‌د