Related Articles

12 Comments

  1. 1

    via

    معتقدم خود می‌توانیم ترافالگاری را ایجاد کنیم که در آن به جای ساندویچ و سیگار و لوسیفر و له‌لهِ از سرما و آوازِ «با ویلی ویلی خودم»، فضایی در خور استانداردها و معیارها و میزان‌های عقلی و انسانی به وجود آمده باشد: فضایی که بتوان تضارب آرا داشت. به تعبیر دیگر، فضایی را در نظر بگیریم که در آن میدانی در نقش میدان ترافالگار قرار دارد و در آن، بینش حرف اول را می‌زند.

    عالی بود. اون پیام اصلی رو خوب پوشش داده بودید. و البته تبریک می‌گویم این ایام را.

    Reply
  2. 2

    علی

    باسلام ایام را به شماتبریک و تهنیت میگویم

    Reply
    1. 2.1

      admin

      سلام علیکم. من نیز تبریک عرض می‌کنم.

      Reply
  3. 3

    سینه چاک

    باسلام وعرض تبریک ایام سرورمحمدوال محمد(ع)خدمت استادبزرگوار(حفظه الله)شماوشیعیان مستبصر.

    Reply
    1. 3.1

      admin

      سلام بر شما. مبارک‌باد.

      Reply
  4. 4

    أبو مهدی

    سلام علیکم بر براداران عزیز و گرامی
    به خصوص خدمت عزیز خودم جناب معتقد
    ایام سرور و شادی آل الله را به شما و تمام محبین خاندان عصمت و مبغضین دشمنانشان تبریک و تهنیت عرض می کنم.
    ما کما کان چشم انتظار دیدن روی ماهتان هستیم.
    به امید ظهور حضرتش…
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    در ضمن میلاد مرحوم میرزا محمد باقر را نیز به شما تبریک عرض می کنم…
    حرم مشرف شدید یاد ما هم باشید…
    یا صاحب الزمان أدرکنا
    یا علی

    Reply
    1. 4.1

      admin

      سلام علیکم. تبریک اینجانب را پذیرا باشید. به دوستان سلام برسانید. در حرم مطهر نائب‌الزیاره هستید.

      Reply
  5. 5

    باقری

    با عرض سلام و ادب خدمت شما
    ایام سرور محمد و ال محمد ( ع ) را خدمت استاد بزرگوار حفظه الله و به خدمت شما عرض تبریک دارم
    التماس دعا

    Reply
    1. 5.1

      admin

      سلام علیکم. اینجانب نیز تبریک عرض می‌کنم.

      Reply
  6. 6

    دوستدار

    سلام
    مناسبت دارد که عید سعید مولودپیامبر گرامی رحمت للعالمین صلوات الله علیه و آله و اولیائهم را خدمت سرور مکرم حفظه الله تعالی و شما معتقد گرامی و همه اهل ایمان تبریک عرض کنم و سپس بپردازم به “دختر کشیش”.
    نخست عرض میکنم که نقد شما را در مورد کتاب فوق الدکر نو و از دیدگاهی نسبتا جدید دیدم و برایم بسیار با ارزش بود. من این کتاب را چند سال قبل (بیش از ۱۰ سال) خوانده بودم و دوباره به آن نگاهی کردم و در وحله اول “دوروتی” را بزرگ شده تحت اعتقادات خشک پدرش دیدم و اینکه هیچوقت نتوانسته بود غیر این اعتقاد را حتی تصور کند و اگر از دیگران هم غیر اعتقاد خودش را میدید چنان در تعصبات به اجبار فراگرفته غرق بود که اعتقادات ددیگران هیچ تاثیری بر او نداشت و آنگاه که فراموشی باعث شد ظرف وجودیش خالی باشد با اکثریت بی اعتقاد برخورد کرد و در نهایت بی توجهی پدرش که مظهر دینداری او بود و فقر شدید جامعه و فساد ناشی از آن در او این حالت جدید را ایجاد کرد و در نهایت آن اساس و بنیان فکری که از کودکی در او نهادینه شده بود با این تغییرات جدید هماهنگ شد و موجودی را بوجود آورد که باز مذهب را بهترین پناهگاه خود یافت. اما دید شما را در این بررسی وسیعتر دیدم و لذتی وافر بردم و تنها دو مورد برایم نافهمیده مانده است.
    ۱- در توضیحات ابتدایی شما علت نامگذاری کتاب را خیلی خوب توجیه کرده اید جز اینکه آیا واقعا میتوانست بجای “دختر کشیش” عنوان “پسر قصاب” را بیاورد؟ البته یک رمان نویس اگر بخواهد میتواند یک پسر قصاب را هم همینطور بکار بگیرد و او را محور داستان قرار دهد و در مورد حالات او و دینداری و بیدینیش قلم بزند اما نویسنده درواقع شخصیت رمان را خلق میکند و در این خلقت جنسی مناسب هدفش باید خلق کند و از طرفی در این رمان شخصیت اصلی اگر پسر بود شاید نشان دادنش یعنوان یک فرمانبردار بسیار سخت و دور از باور میبود و بعد هم هرچه شخصیت ظریفتر انتخاب شود سختیها و شدائد نمایش پررنگتری دارند و بیشتر توجه خواننده را جلب میکنند. البته من فقط نمیفهمم که چرا شما نامگذاری کتاب را زیر سئوال برده اید؟و من احساس میکنم که اگر جمله “”جورج اورول و به تعبیر دقیق‌تر اریک آرتور بلر می‌توانست نام کتابش را پسر قصاب بگذارد و نه دختر کشیش و این کار را نکرد.”” را حذف کنید باز کلام گویای واقعیت علت نامگذاری ایت و شاید جالبتر.
    ۲: میدان ترافالگار را بخوبی دریافته اید اما آیا میتوانید باور کنید که بشود میدان ترافالگاری نوعی ایجاد کرد؟ اینجا تضارب آرایی وجود ندارد و هیچکس نیست که بتواند آزادانه مخالف گویی کند و باز در جمع راهی داشته باشد. من شاید در جایی که نشناسندم قدری اسب شیطان درون را به جولان در بیاورم و با دنیای بیرون همگام شوم اما وقتی با شما بخواهم صحبت کنم قطعا طغیانهای ظاهزی شیطان درونم را میپوشانم که حداقل به چشم ظاهر نیاید.البته میدانم که باشما ریا نمیکنم و دوستتان میدارم اما شده است که گهکاه برای غقب نماندن از قافله تجدد طلبها دمی به خمره آزاد اندیشی زده باشم و گوشی برای شنیدن حرفهایی داشته باشم که بسیاریش بوی کفر میدهد. اما البته به این امید دارم که شما با این تقکر خوب بتوانید میدان ترافالگاری برای بیان اندیشه های پنهان ایجاد کنید و رشد و ارشادی را که هدف دارید بوجود آورید.
    با پوزش از پرگویی همچون همیشه دوستتان میدارم.

    Reply
    1. 6.1

      admin

      سلام
      من نیز تبریک عرض می‌کنم.
      درباره مورد اول از آنچه که تحت عنوان «نافهمیده» نوشته‌اید باید بنویسم من نیز نظر شما را دارم و جمله «جورج اورول و به تعبیر دقیق‌تر اریک آرتور بلر می‌توانست نام کتابش را پسر قصاب بگذارد و نه دختر کشیش و این کار را نکرد.» دقیقاً مضمون نظر شما را می‌خواهد بازگو کند. این جمله یعنی: اورول می‌توانست این کار را بکند؛ ولی نکرد. چرا چنین نکرد؟ در ادامه توضیح داده شده است. این جمله زیرسؤال بردن عنوان کتاب نیست. جمله‌ای است مجمل که در جملات بعد تفصیل پیدا می‌کند.
      و اما مورد دوم: «آیا میتوانید باور کنید که بشود میدان ترافالگاری نوعی ایجاد کرد؟» بله، باور دارم البته منظورم درست‌کردن میدانی در شهر با نام ترافالگار نیست! (همچون میدانی که در شهر لندن بدین نام نامیده شده) بلکه همان‌گونه که در متن نوشته‌ام «میدانی در نقش میدان ترافالگار» یعنی میدانی که در آن تضارب آرا است و باز توضیح بیشتر می‌نویسم که: منظورم از این میدان، میدانی خارجی (مُشت‌پرکن!) نیست؛ بلکه در فضای سایبر هم می‌توان چنین میدانی درست کرد و برای همین است که در متن به طور مطلق نوشته‌ام: «فضایی در خور استانداردها… فضایی که بتوان تضارب آرا داشت… فضایی را در نظر بگیریم که…» واژه «فضایی» شامل فضای مجازی نیز می‌شود.
      و عنوان کرده‌اید «اینجا تضارب آرایی وجود ندارد.» من نیز ادعا نکرده‌ام که اینجا تضارب آرایی وجود دارد؛ بلکه نوشته‌ام «می‌توانیم چنین فضایی ایجاد کنیم» یعنی ایده ایجاد چنین فضایی را مطرح کرده‌ام؛ نه چیزی بیشتر. اما هرگز مخالف نبوده‌ام که در همین فضای فعلی به تعبیر شما «اندیشه‌های پنهان» آشکار شود (خود شما نیز این پس این اندیشه‌های نهان را آشکار کنید!). بعضی از دوستان نقدهای خود را و اندیشه‌های پنهانی خود را بروز داده‌اند که حتماً در بخش دیدگاه‌های مطالب خوانده‌اید. ولی باید توجه داشت که این فضا برای چنین برنامه‌ای ساخته نشده است و باید یکی از عزیزان فضایی برای تضارب آرا ایجاد کنند یعنی ایده را متحقق سازند. بله؛ عرصه و میدانی که آن را در aghayed.net قرار داده‌ایم بخش «گفت‌وگو» است که البته مینیاتوری است از میدان ترافالگارِ ایدئال.

      Reply
  7. 7

    دوستدار

    سلام
    بسیار ممنونم از پاسخ واضح موضحتان، قطعا منظور منهم ساختن میدانی با جرم متراکم درد شهری معین نبود و منظورم همین فضای مباحثه بود که حال میتواند در همین فضای مجازی و در قالب گفتگو مطرح شود.
    دیگر اینکه میتوانم اشتباه فهم خودم را اینگونه اصلاح کنم که درواقع منظور این است که فهم خودمان را از مطلب خاصی در دایره برخورد دیگران بگذاریم و دیگران هم چنین کنند و اینگونه به اشکالات ادراکات خود در مقایسه با درک دیگران پی ببریم و فهم را صافی کنیم. چیزی شبیه همان مباحثه طلبگی که بنوعی به یادگیری بهتر مطلب کمک میکند.
    باز هم ممنون از الطاف شما که دوستتان میدارم.

    Reply

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright aghayed.net 2015

Powered by keepvid themefull earn money