Related Articles

5 Comments

  1. 1

    دوستدار

    جزاکم الله خیرالجزاء
    دوستتان میدارم.

    Reply
  2. 2

    دوستدار

    بسم الله الرحمن الرحیم السلام علی مولانا الحجه بقیه الله فی الارض صلوات الله علیه و عجل الله فرجه الشریف و علی شیعته المنتجبین و سلام به سرور مکرم حفظه الله و شما و همه دوستداران مکتب استبصار

    نقلی است از کتابی که در زیر ذکر شده است که اگرچه نویسنده با بی انصافی کامل مطالبش را نوشته و تکرار اتهامات بی اساس به مکتب شیخ اعلی الله مقامه است اما بهرحال شاهد مثالی است بر حسادت ملاها به این بزرگوار:

    متن این کتاب در سایت زیر در آدرس مشخص شده موجود است:
    http://www.adyannet.com/en/node/11530

    در زیر مقدمه را کپی کردم و پس از ان مطلب ضفحه مورد نظر را گذاشته ام.
    Home » كتاب “تحقيق در تاريخ و فلسفه ي: بابيگري، بهائيگري و كسروي گرايي” » مقدمه
    مقدمه

    پيش از شروع به مطالعه ي كتاب، به خوانندگان گرامي يادآوري مي شود كه به نكات زير توجه فرمايند: با اينكه در پيش گفتار اين كتاب تذكر داده ام، در اينجا نيز مكررا يادآوري مي نمايم كه، ما در بيان مطالب اين كتاب تا توانسته ايم از راه بيطرفي رفته ايم و از روش علم «تاريخ اديان» پيروي كرده ايم كه در اصطلاح آن علم، «تاريخ اديان» پيروي كرده ايم كه در اصطلاح آن علم، بيطرفانه و بطور مجاز، به همه ي روشهاي ديني اعم از حق يا باطل حتي به بت پرستي و شرك اصطلاح (دين) و (مذهب) را كه در انگليسي «Religion» است، اطلاق كرده اند ما نيز، با پيروي از روش تاريخ اديان، گاهي آئين هاي باب و بهاء را در متن كتاب، به عنوان (دين) و (مذهب) خوانده ايم. روي اين كار، بعضي روحانيان شيعي از اين كار ما خورده گرفته و ما را مورد اعتراض قرار داده اند كه: اطلاق لفظ دين و مذهب به آن آئين ها از نظر اسلام جايز نيست، و به معناي آن است كه آن آئين ها را بر حق دانسته و به رسميت شناخته باشيم. با توجه به اين امر بود كه ما در اين صفحه، تذكر ميدهيم كه: منظور ما از اطلاق لفظ (دين) يا (مذهب) به آن آئين ها، اين نبوده است كه آنها را دين و مذهب بر حق شماريم، بلكه منظور ما بي طرفي و پيروي از اصطلاح و روش علم تاريخ اديان است از اين رو در اثناء چاپ كتاب، تا ممكن بود، سعي كرديم آن آئين ها را به جاي دين و مذهب، به نامهاي (مسلك) و (آئين) و يا (بابيگري) و (بهائيگري) خوانده ايم. با اين وصف باز در مواردي در متن كتاب، به آنها دين و مذهب اطلاق شده است، كه براي تصحيح آن موارد در غلط نامه كتاب تذكر داده شده است.
    ان الذين آمنو و الذين هادوا و النصاري و الصابئين و المجوس و الذين اشركوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامه. «قرآن، سوره حج، آيه ۱۷» ترجمه: همانا خداوند، روز قيامت، ميان مسلمانان، يهوديان، مسيحيان، صابئين و مجوسيان و كساني كه براي خدا شريك قرار داده اند، داوري خواهد كرد
    كل من في الوجود يطلب صيدا
    انما الاختلاف في الشبكات
    از:شيخ بهاء
    يعني اندر زندگي هر كس پي صيدي رود
    ليك باشد اختلاف شيوه ها در دامها
    از: غلامرضا جمشيدي
    آقاي يوسف فضائي (مولف كتاب) در شهر بهار همدان متولد شده و در سال ۱۳۳۶ به تهران آمده، و پس از گرفتن ديپلم، دوره ي ليسانس را در رشته ي زبان و ادبيات عربي در سال ۱۳۴۱ تمام كرده و پس از آن، دوره ي فوق ليسانس را در رشته ي اديان و عرفان (تاريخ اديان) در دانشگاه تهران به پايان رسانيده است، و اكنون دروس دوره ي دكتري آن رشته را گذرانيده و مشغول نوشتن رساله پايان نامه ي دوره ي دكتري مي باشد.

    Home » كتاب “تحقيق در تاريخ و فلسفه ي: بابيگري، بهائيگري و كسروي گرايي” » شيخي و بالاي سري به جاي اصولي و اخباري
    شيخي و بالاي سري به جاي اصولي و اخباري

    چنانكه در قسمت تاريخي گفتيم، چون شهيد ثالث در قزوين شيخ احمد احسائي را تكفير كرد، بيشتر عالمان و آخوندهاي شهرهاي ديگر هم او را مورد تكفير قرار دادند. علت اين تكفير، همان حسادت بود، كه از قديم ميان آخوندها ساري و جاري است، و هيچ وقت چشمشان حاضر نيست، كه عظمت و احترام و ترقي رقيبان خود را ببينند. چهاردهي گويد: «علت مخالفتها با شيخ، چند چيز بوده: اولا معارضه و مبارزه ي تكفير، يك سيره ي مستمر بوده، كه در شرق و بلكه در غرب، از قديم ميان روحانيان ديني رواج داشته و از اواخر قرن دوازدهم به حد اعلي رسيد: مشترع عارف و صوفي را تكفير، بلكه تكه تكه مي كرد، و اخباري، اصولي را، و نيز بعكس، و بالاسري شيخي را طعن و لعن مي نمود و شيخي ها به او لقب «ناصب آل محمدي» دادند…
    بديهي است كه آن تكفيرها بيشتر شامل كساني مي شد كه در طريقه و مسلكي نبوغي از خود نشان داده و پيرواني پيدا كرده بودند و يا امر او سلاطين به ديده ي احترام به ايشان مي نگريستند و شيخ از اين دسته بود؛ وقتي رقيبان شيخ ديدند گروهي از روحانيان شاگرد شيخ شدند و پس از وي، براي نشر عقايد وي، كمر بستند و مذهب شيخ پيرواني سرسخت پيدا كرده، مخالفتها و خصومتشان فزوني يافت؛ و الا اگر كسي از آخوندها دنباله ي مطلب را نگرفته بود، عقايد وي مانند تعاليم ملاصدرا و ملا محسن فيض كاشاني مي شد و موضوع ريشه پيدا نمي كرد.» [۱] .
    پس از آنكه شيخ احمد احسائي و پيروان او تكفير شدند، شيعيان دوازده امامي دو فرقه شدند؛ «شيخي» و «متشرعه ي بالاسري» و اختلاف اصولي و اخباري فراموش گشت و به جاي آن، اختلاف شيخي و بالاي سري وجود آمد و فكر مردم ايران را ساليان دراز به خود سرگرم كرد و آنها را به جان هم انداخت.
    پاورقي:———————————————————
    [۱] نگاه كنيد به: شيخيگري و بابيگري چاپ تهران ۱۳۴۵ ه، ص ۸۳٫

    نتوانستم نکات مورد نطر را پررنگ کنم و به مطلب مورد نظر اشاره مستقیم داشته باشم.
    برای همه توفیقاتتان و زحماتتان در روشن نگاهداشتن چراغ مکتب استبصار دوستتان میدارم اگرچه روسیاه از معاصیم.

    Reply
    1. 2.1

      معتقد

      سلام علیکم
      جزاکم الله خیرا

      Reply
  3. 3

    دوستدار

    باسمه تعالی
    سلام علیکم
    از مظلومیتهای شیخ اوحد اعلی الله مقامه اینست که اجداد ملا محمد تقی و عمو وعموزاده هایش پیرو فلسفه ملاصدرا بوده اند و در انتشار آن جد و جهد داشته اند و این خبیث شیخ مرحوم مظلوم را به جرم همعقیدگی با ملاصدرا تکفیر کرده است. (کتاب قصص العلما ص۵۳ چاپ شرکت انتشارات علمی و فرهنگی سال ۱۳۸۶ شمسی)
    مطلب زیر از مقاله “صدرالدین عصر” که درباره ملا آقا حکمی پسرعموی ملا محمد تقی است شاهد ماست.
    آدرس مقاله : http://www.ettelaat.com/etiran/?p=111624
    ******
    در سال ۱۲۴۰ق که رویایی جریان شیخیه و متشرّعه بالا گرفته بود، ملاآقا حکمی در کنار پسر عمویش شیخ محمّدتقی برغانی (م۱۲۶۳ق) مشهور به شهید ثالث، در شهر قزوین با شیخ احمد احسایی بنیانگذار مسلک شیخیه مناظره کرد که منجر به تکفیر احسایی شد. «السیر و السلوک» (نسخه دستنویس این کتاب عرفانی به شماره ۵۴۵۲ در کتابخانه بزرگ آیت‌الله مرعشی نجفی قم نگهداری می‌شود)، «رساله فی‌حدوث العالم»، «شرح علی العرشیه» و «الحاشیه علی الاسفار الاربعه» از آثار فلسفی و عرفانی او است که همگی به زبان عربی نوشته شده است. استاد عبدالحسین شهیدی صالحی (م۱۳۹۳ش) در اوایل دهه هشتاد، نسخه دستنویس کتاب اخیر را جهت احیا و چاپ به علامه سیّدجلال‌الدین آشتیانی (م۱۳۸۴ش) سپرد اما به دلایل نامعلوم، چاپ آن میسر نشد.
    ملاآقا حکمی حدود صد سال عمر کرد و با آنکه در پایان عمر نابینا شده بود اما تدریس فلسفه و حکمت را هرگز رها نکرد. علامه آشتیانی درباره جایگاه علمی او می‌نویسد: «به عقیده حقیر، آخوند ملاآقا، خود از حیث احاطه به مبانی فکری ملاصدرا و تظلّع در حکمت الهی، در رتبه آخوند نوری و ملااسماعیل اصفهانی است.»
    *******
    خوبان را نمیتوان دوست نداشت پس دوستتان میدارم.

    Reply
    1. 3.1

      معتقد

      سلام علیکم. جزاکم الله خیرا.

      Reply

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright aghayed.net 2015

Powered by keepvid themefull earn money